دیدگاه

09:43 - 8/10/2020

هەورامان نیوز

فرجام احتمالی جنگ قره باغ

.

🔺فرجام احتمالی جنگ قره باغ

✍ صلاح‌الدین خدیو

🔻در حالیکه به نظر می رسد در دومین هفته جنگ قره باغ، موضع جمهوری اسلامی در مناقشه قره باغ، اندکی به سود آذربایجان تغییر یافته، اظهار نظر تقریبا همسوی پوتین با ایران در این زمینه، این گمانه را تقویت می کند که در سطح منطقه با یک مناقشه مدیریت شده از سوی قدرتهای اصلی روبرو هستیم.
پوتین با اشاره به پیمان دفاعی کشورش با ایروان، فعال شدن آن را منوط به کشیده شدن درگیریها به خاک ارمنستان کرد و افزود جنگ فعلی در واقع میان آذربایجان و دولت خودخوانده قره باغ هست!
این اظهار نظر بغایت دیپلماتیک در واقع تکرار سخنان مقامات ایرانی در این زمینه است که دو سویه مشخص دارد: تاکید بر تمامیت ارضی آذربایجان در عین مخالفت با جنگ به مثابه راه حل بحران.
وجه اول دفاع از آذربایجان و تکرار قطعنامه های ملل متحد است و وجه دوم به شیوه ای غیرمستقیم جانبداری از ارمنستان محسوب می شود که بدون جنگ و تحولی فاحش در موازنه قوا حاضر به اجرای این قطعنامه ها نیست.
اما اکنون که جنگ با پشتیبانی تمام و کمال ترکیه و پل هوایی اسرائیل عملا آغاز و با برتری نسبی باکو پیش می رود، به نظر می رسد ایران و روسیه برای گشودن بن بست این مناقشه دیرپا، آماده حمایت از برخی تغییرات در واقعیت های میدانی شده اند.
موضع گیریهای اخیر باکو و اعلام آمادگی برای توقف جنگ در ازای ارائه جدول زمانی برای عقب نشینی از سوی ارمنستان می تواند در این چارچوب تحلیل شود. این سخنان به منزله اعلام آمادگی مشروط برای آتش بس است و فرضیه جنگ کنترل شده و "با اجازه بزرگترها" را تقویت می نماید.
در این زمینه باید گفت، موضع انعطاف ناپذیر متکی بر امر واقع ارمنستان در سی سال گذشته، چالشی اساسی بر سر حل و فصل مناقشه بوده است. امری که لزوما مطلوب تهران و مسکو نیست که روابط نزدیکی با طرفین دارند.
ظهور آذربایجان بر روی نقشه انرژی جهان و بکارگیری دلارهای نفتی برای تجهیز و نوسازی نیروهای مسلح و پیوندهای نزدیک با اسرائیل، متغیر جدیدی است که کفه موازنه را تا حدودی به سود آن سنگین و ذهنیت فرا رسیدن زمان تحول در مناقشه قره باغ را تقویت کرده است.
به این عامل باید ورود فعال ترکیه را هم افزود که مشروعیت خود را از حضور منطقه ای نسبتا موفق در سوریه، لیبی، قطر و مدیترانه شرقی می گیرد و در اینجا بعنوان برادر بزرگتر باکو فعال شده است.
صد البته برتری نسبی باکو در صحنه نبرد که عمدتا در آسمان  خلاصه می شود، به معنای شکست کامل ارمنستان و توفیق راه حل نظامی نیست. ارتش ارمنیها که برخی نقاط‌ پست را از دست داده، در ارتفاعات که عمده خاک قره باغ را تشکیل می دهد، از ظرفیت های بهتری برای ایستادگی برخوردار است.
با این وصف در روزها و هفته های آتی، باید منتظر برخی تغییرات میدانی کوچک و نهایتا آتش بس بود. 
خروجی این تغییرات در کنار تحول نسبی رخ داده در مواضع قدرتهای منطقه، به معنای حضور قدرتمندتر باکو در مذاکرات و قسمی گشایش در راستای حل و فصل منازعه قره باغ است.
اصرار باکو برای اضافه شدن ترکیه به ساز و کارها و ساختارهای مرتبط با حل منازعه، رسمیت دادن به محور باکو ـ آنکارا در برابر ایروان و استفاده از ظرفیت های منطقه ای ترکیه در حوزه قفقاز‌ جنوبی است.
سرجمع این تحولات می تواند ارمنیها را وادار کند تا به قسمی دستور کار "زمین در برابر صلح" گردن نهند: تنازل در برابر باکو و صلح با ترکیه و آذربایجان.
 حد عقب نشینی ارمنیها و به عبارتی سخاوتمندی آنها را، معادلات جنگ فعلی و مواضع قدرتهای منطقه ای تعیین می کند.
در حالیکه آمریکای درگیر انتخابات علاقه چندانی به ورود به مساله نشان نداده و فرانسه هم از نقش آفرینی فعال به سود ایروان عاجز است، ورود تهاجمی انکارا و جا خالی دادن تاکتیکی تهران و مسکو، تا حد مشخصی ایروان را زیر فشار قرار می دهد.
خروج ارمنستان از مناطق آذربایجانی که بعنوان کمربند امنیتی و عمق استراتژیک منطقه قره باغ تعریف شده اند، احتمالا در کوتاه مدت ره آورد اصلی بحران فعلی باشد.
سرنوشت خود منطقه قره باغ که نحوه حل و فصل آن، پیوندهای عمیق و ساختاری با سیاست داخلی هر دو کشور درگیر دارد، اما بعید به نظر می رسد در این برهه مشخص و یحتمل اسیر مذاکرات طولانی و پروسه های صلح زمان بر خواهد شد.

نظر شما؟
Loading...
نظرات

هیچ نظری درج نشده است.